حیف ..................
اما حیف ! دیگران عاشقانه هاى مرا می خوانند
و یاد عشق خودشان می افتند !
و تو… حتى نگاه هم نمی کنى …!
گویش تاتی که از آن به زبان کهن آذربایجان هم یاد می شود ، بازمانده ی زبان کهن ایران باستان است که هنوز هم در قسمت های مختلفی از این کشور دیرسال به حیات خود ادامه می دهد، آشنایی و حفظ این زبان باعث می گردد تا ارتباط زبانی و تاریخی زبان پارسی امروز با زبان کهن ایران زبان ادامه پیدا کند و شناخت و حفظ این گونه گویش ها کمک خواهد کرد تا شارحان و تصحیح کنندگان متون مختلف ادبی و تاریخی متون را به صورت دقیق تر و درست تر شرح و به اهالی فرهنگ و هنر ارائه نمایند در این مقاله تلاش شده است سیر تاریخی گویش تاتی با توجه به آثار تاریخی و ادبی بازشناخته شود و همچنین با ذکر مثال های مختلف از آثار ادبی سعی شده است تا ضرورت آشنایی با زبان تاتی یکی از کهن ترین گویش های پارسی باستان بازنمایانده گردد . مثال های انتخاب شده از زبان تاتی از گویش تات نشین های دره ی شاهرود خلخال ؛ از مشهورترین و پرجمعیت ترین مناطق تات نشین ایران و آذربایجان انتخاب گردیده است .
کلمات کلیدی: تاتی، زبان آذری، سیر تاریخی، شاهرود خلخال، کلور
تات و معانی آن
درباره ی واژه ی «تات» و منشاء و معنای آن میان صاحب نظران اختلاف فراوان است. واژه ی تات در ادبیات پژوهشی ایرانشناسی ، از حدود نیم قرن پیش رواج پیدا کرد و تا سال 1953 کسی عملاً زبان تاتی را نمی شناخت (یارشاطر ، 1340) ، البته در ادبیات فولکولوریک و سفرنامه ها اشاره هایی به مردم تات و تاجیک شده است . برخی از محققان «تات» را واژه ای ترکی و به معنای بیگانه و خوار شده دانسته اند که بر همین اساس ترکان ، زیر دستان خود را تات می خوانده اند ، به نظر می رسد محققان به معنی لغوی «تات» در زبان ترکی عثمانی استناد کرده اند و از جمله در قاموس ترکی شمس الدین سامی ، «تات» به معنی زیر دست است و دیگر فرهنگ نویسان نیز به همانی معانی اشاره کرده اند . (ر.ک دایره المعارف اسلامی ، ذیل تات )
(متن کامل پس از چاپ در مجله علمی و پژوهشی علوم انسانی)یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم
خودبسازیم به هردردکه ازدوست رسد بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم
جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم
وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم
یاورخویش بدانیم خدایاران را جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنهاماند طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم
یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم
پرپروانه شکستن هنرانسان نیست گرشکستیم به غفلت من ومایی نکنیم
دوستداری نبود بندگی غیر خدا بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم
مهربانی صفت بارزعشاق خداست یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم
شاید راست میگوید...
امروز سر کلاس همهمه ای بود از بحث و جدل و مخالفت و عجیب من ساکت بودم....!!!!!!!!!!
راست میگوید...آرامتر شده ام...
نقل از دوست عزیزم:زعفر احدزاده
| نبودی من برایت گریه کردم برای غصه هایت گریه کردم من امشب بغض تلخم را شکستم نشستم بی نهایت گریه کردم چو در پسکوچه های چشمم امشب ندیدم رد پایت گریه
تو کوهم بودی و هستی کجایی که من برشانه هایت گریه کردم بگو ای آسمان با او که امشب به یادش پا به پایت گریه کردم چو بودی گریه میکردی به حالم نبودی من به جایت گریه کردم |