زادگاه من شاهرود دل انگیز . . .
به نام خداي انديشه سعيد احدزاده ي كلوري
زادگاه من شاهرود
جنگلهاي زيبا وجاده هاي چشم نواز و پر پيچ و خم اسالم به خلخال را كه پشت سر مي گذاري به منطقه اي كوهستاني مي رسي كه غرور صخره ها و كوهها ديدگانت را نوازش مي دهد . نرسيده به خلخال راه دو مي شود يكي به سمت خلخال بزر گترين شهرستان استان اردبيل و ديگري به سمت منطقه ي تات نشين شاهرود .
شاهرود منطقه اي است نه چندان وسيع حد فاصل شهرستان خلخال در استان اردبيل و ماسوله شهر تاريخي استان گيلان . مركز شاهرود كلور است با آب وهوايي سرد و كوهستاني.
كلور در سراشيبي تندي كه از شمال به جنوب است ؛ در ميان دره اي قرار گرفته است و كوههاي تالش چون حصاري بلند تمام منطقه شاهرود را در بر گرفته است . مردم شاهرود و كلور به زبان تاتي تكلم مي كنند ، افسانه هاي مخصوصي دارند و ضرب المثلهاي بخصوصي .
خودشان اعتقاد دارند كه وجه تسميه شاهرود بخاطر رودخانه ي پر آبي است كه تمام روستاهاي منطقه را سيراب مي كند . اين رود خانه ي بزرگ به شالرود نيز شهرت دارد و شال دهستاني است بزرگ در نزديكي كلور با باغهايي سرسبز و پر بار و مردماني سخت كوش و مهربان .
تنها درآمد مردم شاهرود از راه باغداري و كشاورزي و گاهي نگهداري چند گاو و گوسفند تامين مي شود ؛ نه كار خانه اي و نه مركز توليدي.
هواي سرد و زمين سنگلاخ كوهستان هم كه مدد نمي كند و همين زندگي را سخت تر مي سازد و مردم را سخت كوش تر.
در تمام منطقه ي شاهرود مردم10 تا 15 روستا به زبان تاتي – يكي از زبانهاي ايران باستان – تكلم مي كنند و در ساير روستاها با وجود آشنايي كامل مردم با زبان تاتي ، زبان تركي ؛ زبان غالب استان اردبيل تاثير ، خود را گذاشته است . در بين روستاهاي تات زبان پس از شهر كلور روستاهاي شال ، لرد و درو شهرت بيشتري دارند.
تات زبانان شاهرود و كلور تعصب خاصي به حفظ فرهنگ و زبان گذشتگان خود دارند و تحصيل كرده ها و جوانان تلاشي نو را براي احياي فرهنگ و زبان كهن تاتها آغاز كرده اند.
در شاهرود 7 ماه از سال سرد است و زمستاني ، چون طبيعت به آنهاخيلي سخت گرفته ، بنابراين مردمانش سخت كوشند و تلاشگر.
در آمد كم ، نبود امكانات و بيكاري مردان روستا را در فصل زمستان راهي شهرهاي ديگري چون تهران و گيلان مي كند .
كوهها رودها و چشمه ها و حتي باغها اسمهاي مخصوصي دارند اسمهاي محلي چون: سجن ، ورازشت ، پلنگا ، سمبر كوه ، عباسان دره و . . .
عروسي ها را معمولا به تابستان محول مي كنند ؛ هم هوا مناسب است و هم به شهر رفته ها فرصت شركت در جشن را دارند ، تنها تابستان هاست كه فرصت مي كنند دستي بكوبند و پايي بيفشانند .
بیشتر با استان گیلان رفت و آمد دارند تا استان اردبیل ؛ هم نزدیک تر است و هم از نظر فرهنگی و زبانی رابطه ی بیشتری با یکدیگر دارند.
و سرانجام تابستان دل نشين از راه مي رسد تابستاني كه بوي كار مي دهد بوي تلاش بوي شادي تابستاني كه بوي عروسي مي دهد
ادامه دارد