هجران (جواد معراجی)
هجران
ای سر و جانم همه قربان تو
با كه بگویم غم هجران تو
كی رود از خاطرم آن ماجرا
روز الست و خط و پیمان تو
طوطی دل داد زكف، صبر خود
در هوس پسته ی خندان تو
در طلبم شاد كنم خاطرم
با دو سه گلواژه ز بستان تو
بی سر و سامان توام ای صنم
این سر من ، جان من و جان تو
داغ شرر زد به دلم نازنین
غمزه ی آن نرگس فتّان تو
این من و این حال پریشان من
این تو و این نسخه ی درمان تو
زنده ی جاوید شوم گر رسد
جرعه ای از لعل بدخشان تو
فایقم و دامن و دستم تهی
دست من و دامن احسان تو
جواد معراجی لرد (فایق) روزنامه نقش قلم. رشت . 18 تیر 91
ای سر و جانم همه قربان تو
با كه بگویم غم هجران تو
كی رود از خاطرم آن ماجرا
روز الست و خط و پیمان تو
طوطی دل داد زكف، صبر خود
در هوس پسته ی خندان تو
در طلبم شاد كنم خاطرم
با دو سه گلواژه ز بستان تو
بی سر و سامان توام ای صنم
این سر من ، جان من و جان تو
داغ شرر زد به دلم نازنین
غمزه ی آن نرگس فتّان تو
این من و این حال پریشان من
این تو و این نسخه ی درمان تو
زنده ی جاوید شوم گر رسد
جرعه ای از لعل بدخشان تو
فایقم و دامن و دستم تهی
دست من و دامن احسان تو
جواد معراجی لرد (فایق) روزنامه نقش قلم. رشت . 18 تیر 91
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:3 توسط سعید احدزاده کلوری
|