خانه ی آخر
خانه ی آخر
نه راه به جایی، نه پناهی ،نه امیدی
چون قفل زبان بسته به دنبال کلیدی
سرگشته ازین بازی بی فایده ای دل
سربازی و تا خانه ی آخر نرسیدی
سهم تو ازین سال پر از حادثه روزی ست
چون ماهی قرمز وسط سفره ی عیدی
بی حاصلی از برزخ سی سال تکاپو
نه طالع نحسی ، نه سرانجام شهیدی
بگذار در آغوش تو ویران شوم امروز
بی فایده است از تو تقاضای جدیدی
شعر:استاد عبدالجبار کاکایی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:48 توسط سعید احدزاده کلوری
|