زادگاه من شاهرود
كه وجه تسميه شاهرود بخاطر رودخانه ي پر آبي است كه تمام روستاهاي منطقه را سيراب مي كند .اين رودخانه ي بزرگ به شالرود نيز شهرت دارد و شال دهستاني است بزرگ در نزديكي كلور با باغهايي سرسبز و پر بار و مردماني سخت كوش و مهربان .
تنها درآمد مردم شاهرود از راه باغداري و كشاورزي و گاهي نگهداري چند گاو و گوسفند تامين مي شود ؛نه كار خانه اي و نه مركز توليدي.هواي سرد و زمين سنگلاخ كوهستان هم كه مدد نمي كند و همين زندگي را سخت تر مي سازد و مردم را سخت كوش تر.
در تمام منطقه ي شاهرود، مردم 10 تا 15 شهر و روستا به زبان تاتي – يكي از زبانهاي ايران باستان – تكلم مي كنند و در ساير روستاها با وجود آشنايي كامل مردم با زبان تاتي ، زبان تركي؛ زبان غالب استان اردبيل، تاثير خود را گذاشته است. در بين روستاهاي تات زبان پس از شهر كلور روستاهاي شال ، لرد و درو شهرت بيشتري دارند.
تات زبانان شاهرود و كلور تعصب خاصي به حفظ فرهنگ و زبان گذشتگان خود دارند و تحصيل كردگان و جوانان تلاشي نو را براي احياي فرهنگ و زبان كهن تاتها آغاز كرده اند.
درشاهرود 7 ماه از سال سرد است و زمستاني ، چون طبيعت به آنهاخيلي سخت گرفته ،بنابراين مردمانش سخت كوشند و تلاشگر .در آمد كم ، نبود امكانات و بيكاري مردان روستا را در فصل زمستان راهي شهرهاي ديگري چون تهران و گيلان مي كند .
كوهها رودها و چشمه ها و حتي باغها اسمهاي مخصوصي دارند اسمهاي محلي چون: سجن ، ورازشت ، پلنگا ، سمبر كوه ، عباسان دره و . . .
عروسي هارا معمولا به تابستان محول مي كنند؛ هم هوا مناسب است و هم به شهر رفته ها فرصت شركت در جشن را دارند ، تنها تابستانهاست كه فرصت مي كنند دستي بكوبند و پايي بيفشانند .
اندك زماني است كه بر خلاف گذشته عروس از طرف خانواده انتخاب نمي گردد؛ هديه ي جامعه ي مدرن و روانشناسانه ي امروز.
اما وقتي جواني تصميم به ازدواج بگيرد هنوز همان رسم كهن پابرجاست ؛ اولين مراسم خاستگاري به دور از هرگونه هياهو صورت مي گيرد كه تنها خانواده ي عروس و داماد از آن باخبرند،در اولين مراسم حتي عروس و داماد نيز شركت ندارند و پاسخ مثبت يا منفي عروس به چند روز بعد محول مي گردد; تا خانواده ي عروس فرصت مشورت پيدا كنند درصورت جواب مثبت خانواده ي عروس ، پدر خانواده ي داماد به همراه تني چند از بزرگان و ريش سفيدان محله يا روستا براي مراسم "صورت ايگيري" (تصميم براي تعيين ميزان مهريه و شير بها) به خانه ي عروس مي روند كه با چاي و شيريني پذيرايي مي شوند . دراين مراسم تنها مردها و بزرگان دو خانواده شركت مي كنند و جوانان و زنان و حتي عروس و داماد در آن نقشي ندارند . پدر عروس و داماد اگر قبلا و در خلوت توافقي نكرده باشند از طرف خود يكي را وكيل مي كنند تا در جمع صحبت كند . ميزان مهريه و شير بها در جمع و با اظهار نظر حاضران به تعادل مي رسد : يك جلد كلام الله مجيد ،دو دست لباس سنگين و سبك ،آيينه و شمعدان و مبلغي به عنوان مهريه .
تنها درآمد مردم شاهرود از راه باغداري و كشاورزي و گاهي نگهداري چند گاو و گوسفند تامين مي شود ؛نه كار خانه اي و نه مركز توليدي.هواي سرد و زمين سنگلاخ كوهستان هم كه مدد نمي كند و همين زندگي را سخت تر مي سازد و مردم را سخت كوش تر.
در تمام منطقه ي شاهرود، مردم 10 تا 15 شهر و روستا به زبان تاتي – يكي از زبانهاي ايران باستان – تكلم مي كنند و در ساير روستاها با وجود آشنايي كامل مردم با زبان تاتي ، زبان تركي؛ زبان غالب استان اردبيل، تاثير خود را گذاشته است. در بين روستاهاي تات زبان پس از شهر كلور روستاهاي شال ، لرد و درو شهرت بيشتري دارند.
تات زبانان شاهرود و كلور تعصب خاصي به حفظ فرهنگ و زبان گذشتگان خود دارند و تحصيل كردگان و جوانان تلاشي نو را براي احياي فرهنگ و زبان كهن تاتها آغاز كرده اند.
درشاهرود 7 ماه از سال سرد است و زمستاني ، چون طبيعت به آنهاخيلي سخت گرفته ،بنابراين مردمانش سخت كوشند و تلاشگر .در آمد كم ، نبود امكانات و بيكاري مردان روستا را در فصل زمستان راهي شهرهاي ديگري چون تهران و گيلان مي كند .
كوهها رودها و چشمه ها و حتي باغها اسمهاي مخصوصي دارند اسمهاي محلي چون: سجن ، ورازشت ، پلنگا ، سمبر كوه ، عباسان دره و . . .
عروسي هارا معمولا به تابستان محول مي كنند؛ هم هوا مناسب است و هم به شهر رفته ها فرصت شركت در جشن را دارند ، تنها تابستانهاست كه فرصت مي كنند دستي بكوبند و پايي بيفشانند .
اندك زماني است كه بر خلاف گذشته عروس از طرف خانواده انتخاب نمي گردد؛ هديه ي جامعه ي مدرن و روانشناسانه ي امروز.
اما وقتي جواني تصميم به ازدواج بگيرد هنوز همان رسم كهن پابرجاست ؛ اولين مراسم خاستگاري به دور از هرگونه هياهو صورت مي گيرد كه تنها خانواده ي عروس و داماد از آن باخبرند،در اولين مراسم حتي عروس و داماد نيز شركت ندارند و پاسخ مثبت يا منفي عروس به چند روز بعد محول مي گردد; تا خانواده ي عروس فرصت مشورت پيدا كنند درصورت جواب مثبت خانواده ي عروس ، پدر خانواده ي داماد به همراه تني چند از بزرگان و ريش سفيدان محله يا روستا براي مراسم "صورت ايگيري" (تصميم براي تعيين ميزان مهريه و شير بها) به خانه ي عروس مي روند كه با چاي و شيريني پذيرايي مي شوند . دراين مراسم تنها مردها و بزرگان دو خانواده شركت مي كنند و جوانان و زنان و حتي عروس و داماد در آن نقشي ندارند . پدر عروس و داماد اگر قبلا و در خلوت توافقي نكرده باشند از طرف خود يكي را وكيل مي كنند تا در جمع صحبت كند . ميزان مهريه و شير بها در جمع و با اظهار نظر حاضران به تعادل مي رسد : يك جلد كلام الله مجيد ،دو دست لباس سنگين و سبك ،آيينه و شمعدان و مبلغي به عنوان مهريه .
در كنارمهريه مبلغي به عنوان شير بها تعيين مي شود( شير بها پول نقدي است بين چند صد هزار تومان وشايد يك ميليون تومان وجه نقد كه داماد مكلف به پرداخت آن است). همچنين وجه نقدي كه پدر عروس آن را براي خريد جهازيه ي فرزندش هزينه مي كند و همچنين در همين جلسه ميزان " بهرچه" ( هزينه ي شب حنابندان كه بر عهده ي داماد است ) كه مبلغ اندكي ميباشد و هزينه ي تهييه ي شام براي مهمانان عروس نيز تعيين مي شوند.
تا همين چند سال پيش براي ميزان بهرچه،داماد مكلف مي شد قوچي را به همراه مقداري برنج چند روز قبل از شب حنابندان به خانواده ي عروس تحويل دهد و اين رسم هنوز در خيلي از روستاها همچنان پا برجاست . تمام موارد توسط ميرزا بنويس كه معمولا خطي خوش دارد در دو برگ نوشته مي شود وحاضران آن را با امضا تاييد مي كنند، سندي كه شايد خود عروس و داماد آن را امضا نكنند اما براي هميشه در زندگي آن را به مباركي و ميمنت حفظ مي كنند .
تمام اين مبالغ با هم جمع و به عنوان مهريه نهايي در سند ازدواج ثبت مي شود و عروسي آغاز مي شود نه سكه طلايي ، نه اجباري براي سفر به فرنگ و نه مهريه ي سنگيني و زندگي آغاز مي شود . . .
تمام اين مبالغ با هم جمع و به عنوان مهريه نهايي در سند ازدواج ثبت مي شود و عروسي آغاز مي شود نه سكه طلايي ، نه اجباري براي سفر به فرنگ و نه مهريه ي سنگيني و زندگي آغاز مي شود . . .
در زادگاه من ، در شاهرود كوهستاني و سرد، زندگي آغاز ميشود.تازه داماد و نوعروس با شور و گرمي تلاش را آغاز مي كنند براي فردايي كه بايد ساخته شود .دوره ي نامزدي معمولا يك سال به درازا مي كشد تا خانواده ي عروس وداماد خود را براي عروسي آماده كنند در عيدها ي ملي داماد مكلف است براي عروسش هديه ببرد ؛ در شب چله (شب يلدا ) ، شب چهارشنبه سوري و شب عيد نوروز . هدايا در چندسيني كه به "مجمه " معروف است چيده شده و توسط خانواده ي داماد به عروس هديه ميشود : مقداري ميوه نماد سرسبزي ، چند دست لباس نماد جواني ، جوراب و گيوه هاي دست بافت محلي نماد تلاش و كار، مقداري شيريني نماد عشق و شايد قطعه اي طلا نشانه ي درخشندگي و نور و اگر داماد تمكني داشته باشد، بره اي شير مست به عنوان هديه شب عيد نوروز .
و سر انجام تابستان دلنشين از راه مي رسد و مقدمات عروسي آغاز مي گردد . مراسم قبل و بعد از عروسي و حنابندان نيز با مراسم خاصي برگزار مي گر. . .دد
و سر انجام تابستان دلنشين از راه مي رسد و مقدمات عروسي آغاز مي گردد . مراسم قبل و بعد از عروسي و حنابندان نيز با مراسم خاصي برگزار مي گر. . .دد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:39 توسط سعید احدزاده کلوری
|