دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حكم كرد كه دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنكه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را در كف مستی نمیبایست داد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 13:6 توسط سعید احدزاده کلوری
|
سال هاست با ادبیات سروکار دارم "قند شیرین پارسی "سالها ی سال ‘ از ضحاک ‘ از قیام کاوه ‘از مدیر مدرسه ی جلال ‘ از سووشون سیمین ‘ از خون خیس سیاوش و سهراب و از روکش تابوت تختی ها برای شاگردانم گفتم و کوتاه زمانی است که از واحد تهران مرکز دکتری ادبیات گرفته ام .........